به یاد شهدای سلیاکتی

شهیدان:احمد کیومرثی-ابوالقاسم رستگار-شعبان فلاح-احسان شریف-حمیدرضا اکبری-ولی الله محمّدی-سیدحسن حسینی-علی نواب-ایرج عبدی-سیدصدرالدین حسین-مصطفی اقبالی-مرتضی اقبالی-احمد رستگار-ظفر فلاح

ملا علی نوری مازندرانی از بزرگترین حکمای الهی اسلامی
ساعت ٥:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ملا علی نوری ،پیروز مجتهدزاده ،سلیاکتی ،مدرسه مروی

علما

آخوند نوری علاوه بر تحصیل و تدریس به مقام شامخی نیز در حمکت متعالیه نایل گشت تا بدان پایه که برخی از دانشمندان فلسفه , پایگاه او را از این جهت به مقام و موقعیت “صدر المتألهین” نزدیک دانسته اند.


 ملا علی نوری مازندرانی از بزرگترین حکمای الهی اسلامی و از افراد معدود انگشت شمار سه چهار قرن اخیر است که تا عمق فلسفه صدرائی نفوذ کرده اند. ایشان متولد روستای واز از توابع بخش چمستان شهرستان نور مازندران می باشد. ابتدای تحصیلش در مازندران و قزوین بوده , سپس به اصفهان آمده و از محضر درس آقا محمد بیدآبادی سید ابوالقاسم مدرس اصفهانی استفاده کرده و خود بزرگترین حوزه حکمت را در اصفهان دائر کرده است.

آخوند نوری علاوه بر تحصیل و تدریس به مقام شامخی نیز در حمکت متعالیه نایل گشت تا بدان پایه که برخی از دانشمندان فلسفه , پایگاه او را از این جهت به مقام و موقعیت “صدر المتألهین” نزدیک دانسته اند. از آثار متعددی که به وی نسبت می دهند حواشی اسفار و رساله ای در وحدت وجود است. ملا علی نوری از نظر تدریس و تشکیل حوزه درسی و تربیت شاگردان و طولانی بودن مدت کار تدریس و تربیت شاگرد , (گفته شده قریب 70 سال) و ترویج علوم عقلی , کم نظیر و شاید بی نظیر است.

در مقدمه کتاب جغرافیای تاریخ شهرستان نور (پرفسور پیروز مجتهدزاده) به قلم دکتر نصرالله شیفته ص 12 پارگراف اول در احوالات ملا علی نوری چنین آمده است … در ایامی که میرزا شفیع مازندرانی صدراعظم فتحعلی شاه بود (1212 تا 1250 ه.ق) شاه قاجار سالی بعزم گردش در قراء نور وارد قریه واز شد. وی چون از شهرت فراوان مرحوم ملاعلی نوری (معروف به وازی) قبلا آگاه بود سراغ او را گرفت در نتیجه (آخوند) به حضور شاه رسید. بحثی از علم حکمت مورد سوال سلطان قرار گرفت پاسخهای آخوند به حدی محکم و جامع و مستدل و عمیق بود که سلطان قاجاری (که خود بهره ای از حکمت و عرفان داشت ) فریفته وی شد و پی برد که او از لحاظ علوم حکمت الهی و فلسفه و عرفان صاحب نظریاتی بس عمیق است سلطان از وی تقاضا کرد که برای ارشاد خلق به پایتخت بیاید و حتی در همان لحظه به میرزا شفیع صدراعظم دستور داد در تهران مدرسه ای برای وی بنا کند (این مدرسه که به نام صدر معروف گردید در جلوی مدرسه شاه تهران واقع است) ملاعلی نوری تقاضا کرد اجازه داده شود در اصفهان (که در آن زمان یکی از مراکز بزرگ علم بود) مشغول شود.

هنگامی که مرحوم محمدحسین خان مروی مدرسه مروی را در تهران ساخت از فتحعلیشاه تقاضا کرد ملاعلی نوری را از اصفهان برای تدریس معقول در این مدرسه دعوت کند, شاه از او دعوت کرد و او در جواب نوشت در اصفهان دو هزار محصل مشغول تحصیلند که چهارصد نفر آنها بلکه متجاوز که شایسته حضور درس این دعاگو هستند , در حوزه درس دعاگو حاضر می شوند , چنانچه به تهران بیاید این حوزه از هم می پاشد. شاه مجددا از او خواست یکی از بهترین شاگردهای خود را برای تدریس در این مدرسه انتخاب کند و او ملاعبدالله زنوزی را انتخاب کرد و فرستاد (این جریان را مرحوم آقاعلی مدرس زنوزی فرزند مرحوم ملاعبدالله زنوزی ضمن شرح حال خودش و پدرش نوشته و در مقدمه انوار جلیه ملاعبدالله زنوزی از انتشارات موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل چاپ شده است). همه این شاگردان از حومه اصفهان نبوده اند , از اطراف و اکناف به حوزه درس این مرد بزرگ که می گویند در حدود هفتاد سال تدریس کرده شرکت کرده اند و به اطراف پراکنده شده و علم و حکمت را با خود پراکنده اند.
صاحب روضات می گوید: در کودکی او را در حالی که پیرمردی سپید مو بود دیده ام در مسجد سید به نماز مرحوم سید محمدباقر حجه الاسلام می آمد و بعد از نماز باهم جلسه می کردند. سید حجه الاسلام خود زمانی شاگرد او بوده است او و مرحوم حاجی کلباسی که مرجعیت و ریاست اصفهان را داشتند و فوق العاده محترم بودند ملاعلی نوری را در مجالس بر خود مقدم می داشتند. با وجود حکمای بزرگ دیگر در آن زمان , آنچه بعدها ادامه یافت از طریق این مرد بزرگ بود , بعضی حواشی مختصر و کوتاه از او بر اسفار باقی است که در نهایت متانت و دقت است. گویند تفسیر بزرگی بر سوره توحید نوشته است. وی در سال 1246 در گذشته است و مدفن عالم طراز اول قرن 13 , کفشکن حرم حضرت علی (ع) در نجف اشرف می باشد که به وصیت او بوده است. (روضات ص 402-647)

نویسنده : دکتر یوسفی

سراج آدینه