بسیج،نهاد مقدسی که دشمن به ان غبطه می خورد

«سیدمحمود خیرالامور»: شاید هنگام وقوع، آن قدر جالب و مهم تصور نمی‌شدند اما اهمیت آنها را تأثیر بر مردم و دفاع روشن ساخت، منظور همان گوهرهایی است که جنگ ما را به گنجینه‌ای عظیم مبدل ساختند، در کنار آن همه گل، خارهایی هم رویید.

انگیزه‌مان معرفی است نه تبلیغ؛ البته تقدس ذاتاً دلنشین است و محبوب، تلخ و شیرین‌ها، عزت و حقارت‌ها و خلاصه تلاش‌ها نشان داد که چرا آنها خواستند «جنگ» باشد ولی ثابت شد و خدا، امام و امتش اراده کردند «دفاع مقدس» داشته باشیم.

صدام در مصاحبه‌ای اظهار کرد: «اگر 10 نفر از بسیجی‌های ایرانی را در اختیار داشتم، دنیا را فتح می‌کردم». ای کاش کسی در آن جلسه در پاسخش می‌گفت: «اگر نیروهای تو هم یک نفر مثل امام خمینی را داشتند دنیا را فتح می‌کردند!»

در کربلای 5، عراقی‌ها 400 گردان نیرو به شلمچه فرستادند، بیش از 60 هزار کشته و مجروح دادند و 45 روز هر چه توانستند پاتک زدند و آتش ریختند اما … دنیا اعتراف کرد که ایرانی‌ها از شرق بصره رژیم بعثی‌ها را مستأصل کرده‌اند.

در طول 2887 روز جنگ تحمیلی حتی برای یک هفته نانوایی‌ها تعطیل نشد، حقوق کارکنان دولتی قطع یا کسر نشد، هر سال عیدی آخر سال را هم گرفتند، یک دانشجو یا کارمند و کارگر به اجبار به جبهه فرستاده نشد اما در عراق با آن ‌همه پشتیبانی میلیاردی و حمایت‌های خارجی همه وقایع فوق بر عکس اتفاق افتاد.

استکبار جهانی خصوصاً آمریکا،‌ آلمان، انگلیس، فرانسه تمام همت خود را صرف کردند تا در زمستان 1365 از حملات برق‌آسا و سرنوشت‌ساز ایران جلوگیری کنند، بیشتر خوش‌رقصی آنان برای جبران ماجرای پنهانی مک‌فارلین بود که صدام را دلخور کرده بود اما بالاخره کربلای 5 بدجوری پوزه‌شان را به خاک مالید.

طه یاسین رمضان معاون اول نخست ‌وزیر عراق در دی‌ماه 1360 اعلام کرد: «تأکید می‌کنم جنگ تمام نخواهد شد مگر این که رژیم حاکم ایران به‌طور کلی منهدم شود، اختلافات شط‌العرب و جزایر سه‌گانه و تصرف خوزستان بهانه است، جنگ ایران یک جنگ مرزی نیست، جنگ سرنوشت‌ است»! این اظهار را آوردیم تا آنهایی که فکر می‌کنند می‌بایست بعد از آزادسازی خرمشهر تن به صلح تحمیلی می‌دادیم، بیدار شوند.

280 گردان پیاده و زرهی علی‌رغم عدم پشتیبانی قوی تدارکاتی و تجهیزاتی توانستند جزایر مجنون عراق را تصرف کنند، بمباران‌های شدید شیمیایی و سیل عظیم آتش توپ و خمپاره و مشکلات عدیده طبیعی و تهاجمی هم نتوانست رزمندگان ایران را سرکوب و وادار به عقب‌نشینی کنند. (برای اطلاع به آنهایی که در سر همیشه خیال می‌پرورانند.)

هشت ماه طول کشید تا کمر شکسته‌شده ماشین جنگی عراق بعد از فتح‌المبین و بیت‌المقدس در بهار 61 با کمک‌های بی‌حد و حساب مالی، نظامی و نیروی انسانی 15 کشور ترمیم شود، مقاومت عراقی‌ها با سیل حمایت‌های خارجی (از برزیل تا ژاپن و از روسیه تا آفریقا) در والفجر مقدماتی بهمن 61 نشانگر آن همه سرمایه‌گذاری بود.

پناهگاهی که صدام با پول مردم 66 میلیون دلار خرج مقاومت و تجهیز آن کرده بود، در سال 2003 دو بار با بمب‌ 900 کیلویی و چند روز بعد 6 بار مورد حمله قرار گرفت و سالم ماند، ساختمانی سه طبقه با 250 نفر ظرفیت و مقاوم علیه حملات شیمیایی و میکروبی، (سرنوشت آنها چه شد: از یک گودال مخفی با ذلت و خاری مفلوک مستکبر عراق را بیرون کشیدند و به ذلیلانه‌ترین شکل اعدامش کردند.)

با آشکار شدن پیروزی ایران در عملیات کربلای 5 و ناتوانی عراق در بازپس‌گیری مناطق تصرف‌شده، گورباچف رهبر وقت شوروی ضمن «بی‌معنی خواندن جنگ» گفت: «این جنگ باید از طریق مذاکرات سیاسی پایان یابد و هر چه زودتر این اقدام صورت گیرد بهتر خواهد بود، راه دیگری وجود ندارد».

در عین حال ضرورت توجه روس‌ها به ایران، سبب شد تا به رغم اصرار و تمایل عراقی‌ها برای دریافت موشک‌های دوربرد بلند برای تهاجم به تهران، مسکو از تحویل آن خودداری کند، همین مسأله برنامه دستیابی به صنعت تسلیحات موشکی را در عراق تسریع کرد که نتایج آن یک سال بعد با حملات موشکی به تهران در اسفند 1366 آشکار شد.

مهم‌ترین نتیجه پیروزی ایران در عملیات کربلای 5 و دستاورد استراتژیک آن، تثبیت توازن به سود ایران بود، در واقع مجموع تحولات جنگ از بهمن 1364 با فتح فاو تا بهمن 1365 با پیروزی در عملیات کربلای 5، کوشش ایران برای حفظ برتری و متقابلاً تلاش عراق برای تغییر آن بود، سرانجام تحکیم مواضع دفاعی ایران در منطقه شرق بصره سبب شد بر این تأکید شود که «تعادل قوا به نحوی قاطع به نفع ایران به هم خورده است». میتران رئیس جمهور اسبق فرانسه درباره نتایج احتمالی برتری ایران گفت: «پیروزی ایران در این جنگ به مثابه پیروزی تندروهای اسلامی خواهد بود که می‌تواند ثبات کلی جهان عرب و مدیترانه را برهم زند».

سفیر وقت انگلیس در سازمان ملل نیز اعلام کرد: «هیچ‌کس مایل به پیروز شدن ایران انقلابی ـ این برهم‌زننده وضع موجود در منطقه و زیرپاگذارنده حقوق و عرف بین‌المللی نیست».

هسته مرکزی سیاست جدید عراق با حمایت آمریکا، چنان که وزیر دفاع وقت آمریکا می‌گوید، از بین بردن اصل «امید» بود: «اکنون ما با نوعی جنگ روبه‌رو هستیم که هدف آن از بین بردن امید است».

آمریکایی‌ها کاهش توان نظامی ایران را لازمه دستیابی به یک راه حل از طریق مذاکره می‌دانستند و بر همین اساس زمینه لازم را برای حمایت از اقدامات عراق در حمله به نفتکش‌ها و پایانه‌های نفتی و مراکز صنعتی و اقتصادی ایران فراهم ساختند، نتایج عملیات کربلای 5 سبب شد تا پس از آن کابینه ریگان استراتژی صلح را به‌طور جدی دنبال کند و حتی وزیر خارجه وقت آمریکا، جورج شولتز، به ایران هشدار داد که یا جنگ را پایان دهد و یا با اقدامات شدید و مقتضی روبه‌رو خواهد شد.

ایران نیز با وجود افزایش فشارها پس از عملیات والفجر 8 (فتح فاو) به‌دلیل کسب برتری‌های نظامی در سال 1365 از اعتماد به نفس بیشتری برای پیگیری اهداف خود برخوردار شد، یکی از کارشناسان مسائل ایران در این زمینه می‌گوید: «آنها دلیلی نداشتند که فکر کنند قادر به پیروزی هستند ولی عملیات فاو و مهران (کربلای 1) در سال گذشته به آنها نشان داد که به این امر قادر هستند و هم‌اکنون آنها برای کسب پیروزی عجله دارند».

/ 0 نظر / 21 بازدید